بیایید شادی هایمان را تقسیم کنیم

 "بی شک ( هی والله)، زنده باد، آفرینت، وسطی بریک است، زن را چی به این کارها برو خانه بنشین"

 اینها کلماتی هستند که زنان راننده  حین رانندگی از زبان عابرین پیاده و یا رانندگان مرد می شنوند. زنان پس ازگذشت چندین سال جنگ و عبور از دوره تاریک طالبان ،حال می توانند در کنار دیگر حقوق نسبی که به دست آورده اند، به رانندگی نیز بپردازند.

 رانندگان زن در ولایت های پرنفوس افغانستان چون کابل، بلخ و هرات به رانندگی می پردازند. اما آنها مثل مردان نمی توانند به راحتی وارد جاده  ها شوند و هنگام رانندگی با مشکلات زیادی رو به رو می شوند.

 حسینه یکی ازجمع زنانی است که در شهر کابل رانندگی می کند. او می گوید: " از زمانی که از خانه حرکت می کنم تا زمانی که به محل کارم می رسم صد حرف می شنوم از بی شک ( هی والله) گرفته تا زن بدکاره."

 حسینه از وضعیت بد برخی باشنده ها و خرابی آنها شاکی است و می گوید: " نمی دانم وقتی رانندگی می کنم باید مواظب راننده گی  باشم و یا اینکه سخنان این افراد را نشنوم."

 او از آزار و اذیت مردان بسیار شاکی است و می گوید: امیدوارم رانندگان زن هر روز بر تعدادشان افزوده شود تا این تشویق ها و آفرینی ها را با آنها تقسیم کند و با خنده خطاب به دیگر زنان گفت: " بیایید شادی هایمان را تقسیم کنیم".

 آدمی از یک کره ی دیگر

 زنان افغانستان در زمان طالبان حتی اجازه بیرون آمدن بدون همراه داشتن محرم را نداشتند. آنها باید چادری ، به سر می کردند و در آن دوره مشکلات زیادی داشتند. پس از روی کار آمدن دولت های انتقالی، موقت و انتخابی تا اندازه ای برای احقاق حقوق زنان کار صورت گرفت. اما هنوز هم آنطوری که باید زنان از حق بدست آورده ی شان استفاده کنند ، نتوانسته اند.فاطمه یکی دیگر از رانندگان زن است. او می گوید: " زمانی که پشت فرمان ( اشترنگ، Steering) می نشینم مردم طوری به من نگاه می کنند که فکر می کنم آدمی هستم از یک کره ی دیگر و با اینها تفاوت دارم. بعضی ها تا جایی که گردنشان می چرخد به من نگاه می کنند."

حال آنکه افغانستان در سال های پیش از جنگ اینگونه نبوده است. در زمان حکومت سردار محمد داوود خان، زنان بس های برقی را می راندند. این زنان در سطح شهر برای مردم شناخته شده بودند و مردم با آنها آشنایی کامل داشتند و با این فرهنگ خو گرفته بودند.

 غلام حضرت، رئیس تصدی ملی بس به آژانس خبر "ثبوت" گفت: در زمان سلطنت سردار محمد داوود خان 3 خانم راننده در بس های برقی بودند که با روی کار آمدن نبرد های میان گروهی این سیستم ازبین رفت وزنان نیز این روند خارج شدند.

سه دهه جنگ در افغانستان باعث مهاجرت های داخلی و خارجی گردید. با مهاجرت های داخلی شهرهای بزرگ شاهد هجوم فرهنگ های سنتی گردیدند. مردم سنتی با عقایدی متفاوت وارد شهرها شدند و این موضوع بر روی کردار و رفتار مردم شهر تاثیر بسزایی داشت. تا جایی که برخی چیزها برای مردم شهر نیز به عنوان یک ناهنجار و عیب نهادینه شد.

 حسینه روزهای اول که برای رانندگی به سطح شهر می آمد، از صحبت های مردم و نگاه های آنها خیلی ناراحت می شد. پنجره های موتر را می بست تا صدای کسی را نشنود. اما او حال به مردم حق می دهد که با دیدن چیزهای نو تعجب کنند و عکس العمل نشان دهند.

ملیحه دختری 22 ساله است که پشت فرمان موتری سفید که لوحه ای  سفید با نوشته های سیاه بر روی آن نصب است، نشسته و به حرف های استاد گوش می دهد.

 ملیحه در حال یادگیری رانندگی است. چند روزی می شود که او به کورس رانندگی آمده است. ملیحه می خواهد رانندگی را بیاموزد تا در مواقع ضروری بتواند مشکلات خود را رفع کند.

 ملیحه  گوید: " شوهرم مشکلات زیادی دارد و از هر روز تاکسی گرفتن بهتر است که خودم رانندگی کنم."

 به باور ملیحه زنانی که در این شرایط سخت با وجود مشکلات فرهنگی به رانندگی می پردازند، در حال مبارزه برای آمدن زنان دیگر به صحنه هستند.

از صد تا ده تا

 کورس های رانندگی زیادی در سطح شهر کابل راه اندازی شده اند. این کورس ها به آموزش زنان و مردان می پردازند؛ اما تعداد زنان نسبت به مردان در این آموزشگاه ها بسیاراندک است.

 محمد" کبیر" استاد کورس رانندگی بنام  مموزی است که میگوید: مدت آموزش رانندگی 36 روز است که 12 روز به آموزش موارد فنی اختصاص می یابد و 24 روز دیگر به صورت عملی کار می شود.

 او اضافه نمود: از 100 در صد شاگردان 10 درصد شان را زنان تشکیل می دهند  و کروس های آموزشی زنان و مردان نیز جداگانه است.

 در قانون ترافیک امتیاز زن و مرد مساوی است

 نورالدین همدرد رئیس عمومی ترافیک درگفتگوی  به آژانس خبری "ثبوت"میگوید: " در قانون ترافیک جاده زن و مرد امتیاز مساوی برای گرفتن جواز دارند درحالیکه  سن 18 را تکمیل کرده باشند."

 آقای همدرد افزود: آنها برای آسان ساختن پروسه گرفتن جواز رانندگی، ازکورس  های آموزشی خصوصی خواسته اند تا در بخش آموزش رانندگی با این اداره همکاری کنند.

 به گفته ی رئیس عمومی ترافیک  در حال حاضر بیش از سه هزار خانم در شهر کابل، بیش از دو هزار در شهر هرات و 600 خانم در ولایات دیگر جواز رانندگی گرفته اند.

 

اما شواهد حاکی از این است که تعداد انگشت شماری از این خانم ها به رانندگی در سطح شهرها می پردازند.

 

مردان از این موضوع شاکی هستند که با زنان مراعات صورت می گیرد و حین رانندگی در سطح شهر پولیس ترافیک از آنها اسناد رانندگی نمی خواهد.

 اما آقای همدرد می گوید، در صورتی که خانمی لیسانس نداشته باشد، طبق قانون با او برخورد خواهد شد.

 جامعه ی مرد سالار

 سید نورالدین علوی کارشناس امور اجتماعی گفت: " هر پدیده ای در آغاز ظهور خود در انظار عمومی غیر طبیعی جلوه میکند و یک مدتی را در بر می گیرد تا وضعیت در جامعه ثبات پیدا کند و در انظار عمومی شکل عادی بگیرد."

 آقای علوی رانندگی زنان در افغانستان را نیز یک پدیده ی جدید دانست و گفت: " مردم زمانی که موارد استثنایی را می بینند مسلما جلب توجه می کند و به دید غیر عادی به آن می نگرند."

 این کارشناس امور اجتماعی به نکته دیگری که ساختار فرهنگی جامعه است اشاره  کرد و گفت: با توجه به ساختار فرهنگی، جامعه ی ما یک جامعه ی مرد سالار است و اساسا با حضور آزاد زنان در صحنه های مختلف زندگی موافقت چندانی ندارد.

به باور آقای علوی، مدتی طول می کشد تا این هنجار جدید وارد ذهن مردم شود که این موضوع هیچ عیب اخلاقی نیست و یک وسیله است برای رفع مشکل زنان و همانطور که یک مرد می تواند از موتر  استفاده کند زن هم می تواند.

 اما هنوز هم زمان زیادی نیاز است تا این ارزش های جدید، رفته رفته وارد اذهان جامعه گردد و به رانندگی زنان نیز مانند یک پدیده ی عادی دیده شود.

گفتنیست که زنان درکشوری چون افغانستان همواره منحیث یک وسیله مانند ماشین خودکار استفاده شده است ،اما اکنون زمان تغییر کرده است وافکار مردم هم ازاین نادانی ها خارج شده است ،زنان درشرایط کنونی توانمند تراز هرزمان شده اند که درافغانستان تا حال مورد نظر بوده است.